
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 1:45 قبل از ظهر توسط مهرنوش
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 7:58 بعد از ظهر توسط مهرنوش
|
|
||
|
|
|
|
|
فقط ینویسم که یادم نره...
۱-من و امیرسام و بابای امیرسام توی ماشین داریم میریم خرید... ۲- امیرسام تو بغل مامان نشسته با یه اسباب بازی داری بازی میکنه بابا وارد میشه: بابا: امیرسام مامان مال منه! ۳- پسرکم حالا دیگه پازل ۷۰ تیکه میچینه و من ذوق میکنم! خوشحالم که پازل دوست داره! ۴- یکی از دوستان خوبم دیشب از ایران رفت!
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 1:2 قبل از ظهر توسط مهرنوش
|
|
||