|
|
|
|
|
قند عسلم هفت ماهه شد! هوراااااااااااااااااا! عزیزم هفت ماهگیت مبارک! تو عسل منی؟ تو جیگر منی؟ تو نفس منی؟ تو عشق منی؟
امیرسامم داره بزرگ میشه و من هنوز حیرون روزگارم. هفت ماه گذشته و من هنوز این همه دلخوشی و عشقی رو خدا بهم داده رو نمیتونم باور کنم. میترسم همش یه خواب باشه و یهو از خواب بپرم.
روزم با صدای امیرسام شروع میشه ولی دلم هنوز یه کم دیگه خواب میخواد. واسه همین بابایی مهربون امیرسام رو میبره پایین پیش مامان پری تا امیرسام بازی کنه و قطره آهن بخوره. مامان پری به امیرسام نانای یاد داده. وقتی براش نانای میخونیم تو حالت چهار دست و پا شنا میره و باسن مبارک را تکون میده و میرقصه.یا تو همون حالت چهار دست و پا خوشو چپ و راست تکون میده. بچم رقاص شد رفت.....
به خاطر کمردردی که این مدته دارم همسر مهربان تختمان را از طبقه قوقانی به ناهار خوری منتقل کرده اند و ما بس خوشحالیم و استراحت میکنیم. امیرسام هم صاحب یه پارک بازی شده و تخت ما جولانگاه او و اسباب بازی هایش است و درضمن منو هم توی آشپزخانه میبیند و چک میکند.
امیرسام تازگی ها قلدر شده و زور هم میگه. انتظار داره تمام مدت مامان روی تخت دراز بکشه و شاهد بازی های ایشون باشه.
وقتی از بازی خسته میشه فریاد میزنه. وقتی میرم طرف تخت هر جایی که باشه میچرخه مثل پرگار و خودشو به لبه تخت میرسونه و تمام بالا تنه اش رو میکشه بالا . یعنی بغلم کن.
امیرسام عاشق بابایشه. اصلا این دو تا یه رفاقت خاص و درخور توجه نسبت به هم دارند. طوری که امیرسام هر لحظه که بابایی رو ببینه صدا میکنه که باباش بره باهاش بازی کنه یا بغلش کنه. اگه امیرسام ببینه که باباش داره از در میره بیرون پشت سرش گریه میکنه.
امیرسام عاشق تلفن و کنترل و کیبورده. با دست تایپ میکنه و وقتی میخوام از رو میز بلندش کنم چون دستش نمیرسه با پا میکوبه رو کیبورد.
امیرسام کلا بچه خوش اخلاق و خنده روییه و وقتی آدمهای جدیدی میبینه زیاد غریبی نمیکنه.
خدا تو رو برای ما همیشه سالم و سلامت نگه داره که طاقت یه لحظه ناراحتی و مریضیت رو نداریم جیگرطلا! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 10:52 بعد از ظهر توسط مهرنوش
|
|
||
|
|
|
|
|
خیلی وقت پیش بود که قرار این روز رو گذاشتیم. دلم میخواست همه میومدند و هم خودشون و هم دخترا و پسرای خوشگلشون رو میدیدم. در واقع ما بیشتر از یکساله که هر روز با هم حرف میزنیم. تمام دوران بارداری همه نگرانی ها و خبرای خوب و خریدای خوب و .... رو با همدیگه تقسیم کردیم. تو ماه فروردین هر لحظه منتطر به دنیا اومدن یکی از کولوچه ها بودیم. بعد از اون هم تا الان داریم با کمک های فکری به هم بچه هامون و بزرگ میکنیم. به جای نظر یک دکتر از نظر چند دکتر استفاده میکنیم. و تجربیات همدیگه رو به کار میگیریم تا شاید بهترین نتیجه برای بچه هامون حاصل بشه. الان بعد از این مدت دیگه حتی یه روز هم نمی تونم ازشون خبر نگیرم. ممکنه به پست های تک تک شون نتونم جواب بدم ولی همین که می بینم هستند و میان تو نت خیالم راحت میشه که دوستام حالشون خوبه و مهمتر حال نی نی ها شون خوبه. من برای این قرار خیلی هیجان زده بودم . وخیلی هم بهمون خوش گذشت. ۱۳۸۸/۶/۳۱ دسته جمعی بدون امیرسام
اینم امیرسام
امیرسام و صبا تربچه
دسته جمعی با امیرسام و ساندویچ های خوشمزه!!!
امیرسام و آمیتیس کولوچه
امیرسام و سورنا و روزبه (یک عکس مردونه)!
امیرسام و البرز (خوش تیپا جمعند!)
امیرسام و کیان عسلی
امیرسام و ثنا عسل طلا
زاوش و آرتین فینگیل طلا ها
بدون شرح!!!
مانی جیگرطلا
هلیا فندقی (شبیه امیرسام نیست؟)
پرهام خوش تیپ بلا
دیانا قینگیل طلا
آرشا خوش تیپ واویلا ( دستمال سرشووووووووووو!!!)
روزبه قند و نبات
اینم ایلیا تربچه نقلی
اینم حورا کلپچه
ته طاقاری کلوپ باران توت فرنگی
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 10:39 قبل از ظهر توسط مهرنوش
|
|
||
|
|
|
|
|
بیشتر از یک ماه که وبلاگ فندق رو نرسیدم آپ کنم. کلی حرف و خبر و شیرین کاری های جدید. از آخر به اول به اول مینویسم که یادم نره. قندعسلی ۶ ماهگیت مبارک جیگرم! اینبار دیگه مثل ندید بدیدا کیک نخریدیم و خودمونو کنترل کردیم. ولی این بدون دوست داریم هزار هزار بار!
خبر خیلی جالب این که دیروز یکی از خاله های مهربون امیرسام به اسم خاله یکتا بهمون خبر داد که عکس امیرسام تو صفحه ۱۷ مجله شهرزاد شماره ۱۲ چاپ شده. ماهم کلی خوشحال شدیم و بابایی رفت و سه تا مجله خرید یکی برای خودمون و دو تا هم برای مامان یزرگ های امیرسام.
۱۰ مهر اتمام ۶ ماهگی امیرسام و چکاپ ماهیانه.
فندقی از این ماه غذا خوردن رو شروع کرده. هرچند زیاد دوست نداره و گاهی فقط یه ذره میخوره ولی مامان امیدواره!!! تا الان فقط فرنی خورده و اگه مامان کمرش خوب بشه حتما حریره بادوم هم براس درست میکنه!
با قاشق زیاد خوب غذا نمیخوره بلکه دوست داره قاشق رو بخوره و مجبورم با انگشت بهش غذا بدم. البته هربار که انگشت مامان میره تو دهنش گاز درست و حسابی هم میگیره!
کلا کاسه بشقاب رو بیشتر دوست داره تا غذا!!!!!!!!!!!!!!
چند روز بود که خیلی کم جیش میکرد و مامان حسابی نگران بود. تا اینکه دکتر گفت باید آب بخوره و از وقتی آب میخوره همه چیز به حالت عادی برگشته بخصوص که آب رو هم خیلی دوست داره هم خوردنشو م بازی کردنشو!!!
امیرسام عاشق کنترل و تلفنه. البته با اسباب بازی هاش هم خیلی خوب بازی میکنه ولی نکته قابل توجه اینه که میگه مامان وقتی من دارم بازی میکنم بشین کنار من و حواست و حضورت پیش من باشه!!!
البته هنوز هم کلی خبر و عکس دارم که قول میدم فردا هم دوباره بنویسم و آپ کنم. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 8:43 بعد از ظهر توسط مهرنوش
|
|
||
|
|
|
|
|
چقدر زود ۵ ماه گذشت. قندعسلم حالا دیگه برای خودش آقایی شده!
دیگه معنی گریه ها و اعتراضاتش رو خوب به مامانش نشون میده.
امیرسام نصف موهای مامانشو کنده!
دکتر از این ماه به امیرسام قطره آهن داد. ولی فندق اصلا دوست نداره و اولین باری که قطره رو خورد حالش به هم خورد و حسابی بالا آورد. دکتر گفت که چون قطره آهن خیلی بد مزه است تو دو یا سه نوبت بهش بدیم و وقتی قطره آهن میدیم نباید خیلی سیر و خیلی گرسنه باشه.
دست نکن تو دماغت!
در کل امیرسام خیلی بازیگوشه. می می خوردنش رو که دیگه نگو. عبور پشه هم حواسشو از خوردن پرت میکنه. خلاصه مامان بینوا گاهی یک ساعت برای سیر کردن فندق باید وقت صرف کنه.
تازگیها دو تا مهمونی رفته و دوست پیدا کرده! امیرسام و ماتیار!
امیرسام و رامان!
حالا زیر یه خمشو میگیره ! چه میکنه این امیرسام! مامانم زورت به کوچیکتر از خودت رسیده؟ اگه راست میگی یه خم اینو بگیر!
قبلنا بعد حموم میخوابید ولی حالا بعد حموم مامانشو میخوابونه ولی خودش نمیخوابه!
فندق عاشق بازی با مامان!
اینقدر پاهاشو به هم سابیده که زخم شده!
فندق بالاخره تونست پاهاش رو کشف کنه و بگیره. البته فقط وقتی پوشک نداره!
امیرسام و خاله! خاله رفته سوغاتی بیاره!
خوش تیپ! میخورمت ها!!!!!
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 4:16 بعد از ظهر توسط مهرنوش
|
|
||
|
|
|
|
|
میخوام از شیرینی هات بگم. از اینکه چقدر دوستت دارم. شبها وقتی خوابی مدت ها تماشات میکنم و ده ها با خدا رو شکر میکنم که تو رو به من داد. امیرسام جیگرطلا، مامان عاشقته. ایقده دوستت دارم که میخوام خودمو بکوبم به دیوار!!!!
قندعسل مرتب دستاش تو دهنشه و گاهی دو تا انگشت دستش رو میکنه تو دهنش تا سوت بزنه!
امیرسام فندقی حالا دیگه برای ابراز احساسات زبونش رو بیرون میاره و میخنده!
جیگرطلای مامان وقتی بهش میگم بیا تو بغلم، تو بغل هرکی باشه خودشو میندازه تو بغل مامان!
تازگی ها بوبو میکنه با صدا و تف فراوون. تازه وقتی مامان و بابا اداش رو در میارن فوری جواب میده و میخنده!
فندق همینطوری میغلطه و قل میخوره و ملافه ریزش رو جمع میکنه و سعی خودش رو به اسباب بازی هاش برسونه!
وقتی میاد تو بغل مامان دهنش رو باز میکنه و میخواد چونه مامانشو گاز بگیره!
قندعسلی تازگیها خوابش خوب شده خداروشکر!
تازه مو هم میکشه!
هرچیزی که به طرفش نزدیک بشه رو دو دستی میگیره!
از خواب که بیدار میشه خیلی خوش اخلاقه و تا یه ربع برامون از اتفاقات افتاده در خواب صحبت میکنه!
وقتی دلش بغل میخواد دستاش رو باز میکنه و به کمرش قوش میده و یه جوری به آدم نگاه میکنه نمیشه بغلش نکرد!
من تاحالا چه جوری تونستم قورتش ندم خودم هم نمیدونم؟ عکس ها از بابای قندعسل! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 11:55 قبل از ظهر توسط مهرنوش
|
|
||
|
|
|
|
|
از وقتی قندعسل به دنیا اومد باباییش همش تو فکر خریدن دی وی دی ها و سی دی های فیلمهای آموزشی و زبان و موسیقی براش بود. ویکسره مشغول جستجو و تحقیقات گسترده بود. تا اینکه اول براش سی دی های موسیقی موتزارت برای کودکان رو خرید و وقتی هنوز یک ماهش نشده بود با صدای این موسیقی گریه یادش میرفت و آروم میشد. این سی دی ها رو شرکت موزون زمان تولید کرده و بابایی از انقلاب خرید:
بعدش توقع بابایی از امیرسام بالا رفت و حالا میخواست که هم زود حرف بزنه و هم زبان یاد بگیره، فارسی و انگلیسی رو با هم صحبت کنه. و یکسری سی دی های آموزش زبان پیدا کرد به نام Magic Enlish . ولی حس ششمش بهش میگفت بازم بگرد. تا اینکه تو یکسری جستجو های اینترنتی به مجموعه DVD های این توضیحات رو در نی نی سایت و در قسمت بازار دیدیم: ولی در تماس تلفنی فهمیدیم که متاسفانه DVD ها بصورت فایل های AVI هستند که به فرمت قابل پخش در تمام Player های خانگی نیستند و باید خودمان تبدیلشان کنیم. یکی از دوستانم از اینجا خریده که دیروز ازش خواستم برام بیاره تا ببینم چه جوریه. کلا 7تا دی وی دی است که همه اش بصورت فایل های AVI و کامل است. فقط تو dvd playe نشون نمیده وفقط تو کامپیوتر قابل دیدنه. اینم عکسش:
باباش بازم گشت و گشت و گشت و خبر زیر را در روزنامه اعتماد ملی پیدا کرد: "روزنامه اعتماد ملي > شماره 573 11/11/86 > صفحه 16 (ادب و هنر) > متن:نمي دانم اين دي وي دي ها قديمي هستند يا جديد اما در شهركتاب ها مجموعه اي از اينها با عنوان baby einstein عرضه شده است. مجموعه اي از فيلم هاي كوتاه 30 دقيقه اي كه به همراه موسيقي، تصاوير و عروسك هاي متنوع مي توانند كودكان يك ماهه تا 2 ساله شما را سرگرم كنند و آموزش دهند. اينها شامل تصاوير جالب با حركات ملايم و موسيقي هستند. از موسيقي موزارت تا باخ دمونه گرفته تا موسيقي هاي قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم مانند آثار بيزه، افنباخ و... .اين 13 دي وي دي و فيلم هر كدام موضوع خاصي دارند؛ يكي درباره شگفتي هاي آب است و ديگري با عنوان <نوح> حيوانات مختلف را در جنگل ها نشان مي دهد. انواع وسايل نقليه را مي توان در يكي به كودك آموخت و در ديگري مي توان مجموعه اي از آثار شنيداري را در اختيار كودك قرار داد.جالب تر آنكه هرچند الان اين فيلم ها با حمايت والت ديسني منتشر شده است اما همه از ابتكارات يك خانم خانه دار با نام جولي کلارک است. او اولين ويدئو را براي كودك 3 ساله خود طراحي كرد چون به نظرش ارتباط بين او و كودكش در زمينه هنر، موسيقي كلاسيك، زبان و شعر برقرار نمي شود. پس خودش دست به كار شد و اولين ويدئو را براي كودكش ساخت. اين ايده آنچنان جذاب بود كه توسط مادران ديگر پيگيري شد. اينك پس از 10 سال اين آثار در سراسر جهان مورد استقبال قرار گرفته است." از خبر فوق فهمید فروشگاه های شهر کتاب هم این دی وی دی ها را دارند، بازم گشت و آدرس شهر کتاب و نمایندگیهایش را پیدا کرد. که بعد در تماس با شهر کتاب، یه مغازه از فروشگاه های خودشون رو در میرداماد بغل بازا کامپیوتر پایتخت آدرس دادند که هر یک DVD رو 10000 تومان و در مجموع برای 26 تاDVD ،260000 هزار تومان میگرفت. سایت آمازون رو هم دیدیم که با قیمت 360 دلار برای فروش داشت. عملا این هم منتفی بود چون کسی به این زودی ایران نمیومد که برامون بیاره. خلاصه شروع کردیم به گشتن که از کجا بگیریم. شماره اش هم : 09373104637 به اسم عماد است. خلاصه از همین عماد خریدیم و هم تو player خونه پخشش کرد و کیفیت صدا و تصویرش هم خوب بود :
دی وی دی ها کلا 13 تا و شامل 26 تا فیلم است که: برای 3+ یعنی سه ماه به بالا این هفت تا فیلم حدودا 25 دقیقه است. Baby Bach Musical Adventure البته هر کدوم مفاهیم دنیای اطراف کودک رو خیلی زیبا با اسباب بازی ها و رنگها آموزش میدهند. برای 6+ یعنی شش ماه به بالا 9 تا فیلم
برای 9+ یعنی نه ماه به بالا شش تا فیلم Baby Noah و برای 12+ یعنی دوازده ماه به بالا هم چهار تا فیلم Baby's Favorite Places یک CD هم داره که توش موزیک هایی برای بازی و زمان خواب هست . امیر سام موزیک های زمان بازی رو خیلی دوست داره و هر وقت در حال غر زدنه ، براش میذارم ساکت میشه.
48 داستان رو هم که بصورت فایل های mp3 هست میریزم توی mp3 player و وقتی بهش شیر میدم یا وقتی میخواد بخوابه گوش میکنه. حتی وقتی خوابش میبره هم میذارم با صدای کم بخش بشه . اینجوری دامنه لغات فارسی که یاد میگیره بیشتر میشه. اینم لیست داستان هاشه: 01 - 6جوجه کلاغ و 1 روباه |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 11:32 بعد از ظهر توسط مهرنوش
|
|
||