تبليغاتX
قند عسل مامان و بابا - بوی عید میاد!
Lilypie - Personal pictureLilypie Fourth Birthday tickers
سلام به همه دوستان گلم و خاله های مهربون امیرسام

با عرض پوزش از این غیبت کبری و ممنون از اینکه به فکر ما بودید.
سرم خیلی شلوغ بود و امیرسام هم که دیگه رسما از دیوار راست بالا میره. و یک نفر باید مرتب مواظبش باشه. خیلی هم دوست داره که همش باهاش بازی کنیم. البته خودش هم بازی میکنه ولی وقتی صداش نمیاد باید نگران شد!!!

امیرسام جیگرطلا ۹ ماهگی رو هم پشت سر گذاشت و تا ۱۰ روز دیگه ۱۰ ماهش هم تموم میشه! وای خیلی وقته وبلاگش رو آپ نکردم!!!

حالا اول چند تا عکس بذارم دلمون وا شه!!!

این لباس خوشگل رو دایی منوچهر و صدی جون برای امیرسام فرستادند. و کلاه خوشگلش هم شهین جونش براش بافته. دست همگی درد نکنه.

امیرسام در حال بازی و لباس های امیرسام در حال غذا خوردن!!!

امروز چه ناهاری بپزم!!!!!

این خوشگل دختر هلیاست. هلیاست؟ امیرسامه؟ اگه گفتین؟

این شیرخشک هم خوب چیزیه ها!!!

اولین مسافرت امیرسام (شمال)!!!

بدون شرح!

امیرسام شب ها خیلی بیدار میشد.و من داشتم از پا در میومدم. با نظر دکتر نریمان شیرخشک رو براش شروع کردم. البته فقط یه وعده ۲۰۰ سی سی شب ساعت ۱۱ بهش میدم و تا ۴-۵ صبح میخوابه. اول ها هومانا میدادم ولی دکتر گفت سیمیلاک گین ادونس بدم. تازگی هم به مزه غذا خیلی حساس شده و هر غذایی رو نمیخوره. غذاهای ما رو خیلی دوست داره و خوب میخوره. عاشق پلو مثل مامانش ههههه.

دو تا کلمه رو خوب میگه out و ۲ .بوس هم میکنه ولی دهنش رو باز میکنه و همه صورت آدمو بوس میکنه. دیگه صحبت ها رو کاملا میفهمه و عکس العمل نشون میده. هرکسی هم که از در خونه میره بیرون امیرسام پشت سرش گریه میکنه!!!

کابینت ها و کشو کمد های خونه از دستش امون ندارند. خلاصه بساطی داریم.
امیرسام شبها تو تخت خودش میخوابه ولی بیدار میشه شاکی میشه و میاد تو تخت ما.
هیچ وقت فکر نمیکردم بچه ها اینقدر شیطون باشند!!!

بچه ام بالاخره تاجر فرش میشه!

امیرسام و Teddy Bear اش ( که صدی جون و دایی منوچهر براش فرستادند). اول ها ازش میترسید ولی حالا باهاش دوسته دوسته و حتی بهش حسودی هم میکنه!

هم عید و هم تولد امیرسام! چقدر کار دارم!

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 10:41 قبل از ظهر  توسط مهرنوش  |